close
تبلیغات در اینترنت
شب شعر با حضور ملیجک

پـــــــَ نــــــــَ پــــــــَ . اس ام اس طنز . اس ام اس جک
پـــــــَ نــــــــَ پــــــــَ . اس ام اس طنز . اس ام اس جک . داستان طنز.شیخ عامر.دانلود آهنگ . دانلود بازی. عکس . شعر . عاشقانه. لامرد. بروبچ
اطلاعات سايت
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟
آمار مطالب
کل مطالب : 103
کل نظرات : 85

بازديد امروز : 47 نفر
بارديد ديروز : 53 نفر
بازديد هفته : 360 نفر
بازديد ماه : 1,199 نفر
بازديد سال : 4,156 نفر
بازديد کلي : 275,806 نفر

افراد آنلاين : 2
عضويت سريع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
نظرسنجي
نظر شما در مورد پــــَ نــــَ پــــَ ؟



از خدمات پـــَ نـــَ پـــَ راضی هستید؟


خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

کدهاي اختصاصي
محرم،خون حسین ع را پایمال نکنیم
پشتيباني
theme by
roztemp.ir
RSS

Powered By
Rozblog.Com
تبليغات
رزتمپ
برترین چت روم***دوست یابی**
آخرين ارسال هاي انجمن

شب شعر با حضور ملیجک

 

حاکمی بود که به سرودن شعر علاقه وافری داشت اما در این کار هیچ استعدادی نداشت و هر چند وقت نیز شاعران را به شب شعر دعوت می کرد و در شب شعر ، شعرهای خود را می خواند اما با وجودی که شعرهایش هیچ شباهتی به شعر نداشت مرتب از شعرهایش تعریف می کرد و شاعران دیگر را نیز تحقیر می کرد وشاعران از این موضوع ناراحت بودند ! به همین دلیل از ملیجک که اسباب خنده حاکم بود کمک خواستند . ملیجک پولی از آنها گرفت و گفت : خیالتان راحت ! کاری می کنم که حاکم تا ابد بی خیال شعر شود ! سپس به پیش حاکم رفت و از وی خواست که در شب شعرش شرکت کند . حاکم قبول کرد و با خنده جواب داد : خیلی خوب است هم شب شعر دارم هم تفریح و خنده !

هنگامی که جلسه شروع شد هر کدام از شاعران بنا به رسم جلسه شعری خواندند تا اینکه نوبت به حاکم رسید و شاعر قبل از حاکم به وی گفت : حاکما ! لطفا “ب” مرحمت کنید !(یعنی حاکم شعرت را با ب شروع کن ) حاکم نیز طبق عادت شروع کرد به خواندن یکی از ابیات خود که : ببین و بشین اینک آنجا و ببین و لیک می دانم که نمی خواهی ما را !

و به شاعران گفت : قدرت خدا را ببینید که چه سروده ام و با آن شعرهای در پیتی خودتان مقایسه کنید!سپس با خنده رو به ملیجک کرد و گفت : پدر سوخته ! “الف” بده !

ملیجک نیز رو به حاکم کرد و با خنده گفت :
اگر خواهی که خلایق نبینند این هنرت را بی درنگ بکش آن سیفون بالای سرت را

درباره : داستان طنز ,
امتياز : نتيجه : 0 امتياز توسط 0 نفر مجموع امتياز : 0

بازديد : 177
[ چهارشنبه 11 مرداد 1391 ] [ 4:11 ] [ سید ]
مطالب مرتبط
آخرين مطالب ارسالي
سخنی کوتاه تاريخ : جمعه 30 تیر 1391
پیام های طنز واتساپی گلچین ۱ تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394
اس ام اس های خنده دار مخصوص رمضان تاريخ : دوشنبه 08 تیر 1394
جوک خفن و خنده دار جدید تاريخ : پنجشنبه 14 خرداد 1394
فالگیر تاريخ : دوشنبه 06 مرداد 1393
اس ام اس عید فطر|تبریک عید فطر جدید 92 تاريخ : چهارشنبه 16 مرداد 1392
آزار دختر ۲۰ ساله توسط پسر ۷ ساله تاريخ : پنجشنبه 03 مرداد 1392
خاطره.. تاريخ : یکشنبه 30 تیر 1392
ارسال نظر براي اين مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
.: Weblog Themes By roztemp :.

موضوعات
بازی موبایل
مطالب طـــنـــز
اس ام اس
داستان ها
دانلود کلیپ
گالری عکس
عــاشــقانه
ادبی و هنری
مشکل گشا
خودشناسی
خودشناسی
جست و جو